أحمد بن حامد كرمانى
23
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
مثلا دربارهء رباعيى كه در مدح ملك دينار گفته چنين گويد : مختارى شاعر [ عثمان بن محمد غزنوى ] كوتا بنگرد كه من بهتر گفتهام يا او در مدح سلطان بهرام شاه ، بيت [ از مختارى ] تا بياموزند شاهانى كه زر بخشند و سيم * رسم جان بخشيدن از سلطان دين بهرامشاه . . . من گفتم مجانس : زد تيغ ملك بر دل دشمن دى نار * با دولت گفت رونقى با دين آر گر مىبخشند پادشاهان دينار * جان مىبخشد خسرو عادل دينار « 1 » از بهترين قصايد او ، ترصيعى بوده است كه در وقايع انقلابات و فترات بيست سالهء سلجوقيان گفته است و متأسفانه تمام آن قصيده در دست نيست و فقط يك بند از آن را داريم ، خود گويد : « من در اثناء نوايب و سوز مصايب كرمان پيش از هجوم غز قصيدهاى ترصيع گفتهام و مخلص باز مدح مصطفى ، صلوات اللّه عليه ، كرده ، يك خانه از آن ترصيع لايق اين سياقت است ، محرر شد : دست برد غم چو مىبينى چه پرسى سرگذشت * پاىمال محنتم ز آن اشكم از سر درگذشت » « 2 » اشعارى كه از افضل در بدايع و در عقد العلى و المضاف آمده ؛ چندان زياد نيست كه بتوان جزئيات سبك ادبى او را تشريح كرد . محمد بن ابراهيم در تاريخ خود دربارهء قدرت طبع افضل داستانى از ملاقات او با سعد بن زنگى مىآورد كه چنين است : « 3 » « . . . افضل الدين ابو حامد [ احمد بن حامد ] كه معروف است به افضل كرمانى و دبير اتابك محمد بن اتابك بوزقش بوده و در محفل پسران طغرلشاه رتبت جلوس داشته و فضل و فهم او به حدى بود كه وقتى در مجلس اتابك اعظم اتابك سعد بن زنگى او را امتحان كردهاند كه در عدس و ماش و نخود و برنج شعرى بديهة گويد ، او بىتفكرى تام اين دو بيتى انشا كرده معروض داشت :
--> ( 1 ) - عقد العلى ص 37 . ( 2 ) - اين قصيده در كتاب سلجوقيان و غز آمده است . ( 3 ) - سلجوقيان و غز در كرمان ص 47 .